ساعت ۲ شده خوابم نمیبره، نمیتونم دگ مث قدیم خوب هرچی تو مغزمه رو بنویسم دلم برا مغزم تنگ شده چه خزعبلاتی رو میاورد جلو چشمم قبلنا نمیذاشت بیکار باشم یه سره فکر میکرد...... راجع به هرچیزیییییی حالا انگار از کار افتاده. دلم تنگه واسه وقتایی که ۶ صفحه چرتو پرت مینوشتمو سبک میشدم.